ترجمه "anomaly" به فارسی

ناهنجاری, بیهنجاری, نابهنجاری بهترین ترجمه های "anomaly" به فارسی هستند.

anomaly noun دستور زبان

A deviation from a rule or from what is regarded as normal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناهنجاری

    science: any event, big or small, out of the ordinary [..]

    Data showed these anomalies multiplying in the time stream.

    اما دیشب اطلاعات نشون دادن که این ناهنجاری ها در جریان زمان دارن تکثیر پیدا میکنن

  • بیهنجاری

    science: any event, big or small, out of the ordinary

  • نابهنجاری

    These are my impressions of the hot flow anomaly on the planet BL4.

    اینا برداشت من از نابهنجاری در جریان گرم...

  • ترجمه های کمتر

    • خِرق، شذوذ، طُرفگِی، غِرابَت
    • ناهمسانی
    • (نجوم) فاصله ی زاویه ای مدار سیاره از سمت الشمس
    • انحراف از صفات اصلی (گیاه یا جانور)
    • بی ترتیب
    • بیهنجاری، اعتقاد به بینظمی
    • خلاف قاعده
    • خلاف قاعده بودن
    • سامان گریزی
    • غیر متعارف
    • چیز غیرعادی یا خلاف قاعده
    • چیز ناهنجار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anomaly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anomaly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "anomaly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه