ترجمه "answered" به فارسی
پاسخ داده شد ترجمه "answered" به فارسی است.
answered
verb
Simple past tense and past participle of answer. [..]
-
پاسخ داده شد
It took an hour before the questions were answered.
یک ساعت به طول انجامید تابسئوالات پاسخ داده شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " answered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "answered" با ترجمه به فارسی
-
آزمون پاسخ بهتر
-
پاسخنامه
-
(حقوق) دفاعیه · (مهجور) تقاص · (موسیقی) تکرار آهنگ در کلیدی دیگر (به ویژه در نواختن فیوگ) 0 · اجابت کردن · بس بودن · بسنده بودن · تطبیق کردن با · تلافی · تلافی کردن · جواب · جواب دادن · جوابگو بودن · حل مسئله · حلال · دفاع · عمل به مثل کردن · مشابه بودن با · نتیجه · واکنش کردن · پاسخ · پاسخ خوانده · پاسخ دادن · پیواژ · چاره · کافی بودن · کفاره دادن · کفایت کردن
-
پاسخ های گزینه – بایستی
-
پاسخ موجه
-
(ارتباطات) پیام گیر
-
(قدیمی) به نسبت · جواب دادنی · جوابگو · مسئول · مشابه · پاسخ پذیر · پاسخگو
-
جوابگویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن