ترجمه "antipathetic" به فارسی
بیزار, مخالف, معاند بهترین ترجمه های "antipathetic" به فارسی هستند.
antipathetic
adjective
دستور زبان
Having or showing a strong aversion or repugnance [..]
-
بیزار
But the spirit of the nineteenth century was antipathetic to her in the extreme
اما او بینهایت از روح قرن نوزدهم بیزار بود
-
مخالف
noun adjective -
معاند
-
ترجمه های کمتر
- ناهمدرد
- پادانگیزگر
- پادسوهشی
- خصم انگیز (antipathetical هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antipathetic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن