ترجمه "antiperiodic" به فارسی

داروی جلوگیری کننده از بازگشت بیماری (به ویژه تب نوبه یا مالاریا), ضد تناوبی, پاد پی گشتی بهترین ترجمه های "antiperiodic" به فارسی هستند.

antiperiodic adjective noun دستور زبان

(medicine) preventing the regular recurrence of symptoms [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داروی جلوگیری کننده از بازگشت بیماری (به ویژه تب نوبه یا مالاریا)

  • ضد تناوبی

  • پاد پی گشتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antiperiodic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "antiperiodic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه