ترجمه "antipathy" به فارسی
نفرت, انزجار, بیزاری بهترین ترجمه های "antipathy" به فارسی هستند.
antipathy
noun
دستور زبان
Contrariety or opposition in feeling; settled aversion or dislike; repugnance; distaste. [..]
-
نفرت
nounThat eye of hers, that voice stirred every antipathy I had.
چشمها و صدای او تمام نفرت مرا برانگیخت.
-
انزجار
nounAll these predicted your antipathy.
همه اينها انزجار شما رو در پي داره.
-
بیزاری
nounhe could not see how it were possible to cure that natural antipathy, which every creature discovered against us
آخر چگونه ممکنست آن حس بیزاری و نفرتی که همه موجودات به ما نشان میدهند از میان برود
-
ترجمه های کمتر
- تنفر
- ناهمدردی
- پادانگیزه
- پادسوهش
- مغایرت
- ناسازگاری
- (مهجور) تضاد
- چیز یا شخص مورد بیزاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antipathy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن