ترجمه "appeared" به فارسی

ظاهر شد, ظاهر شده بهترین ترجمه های "appeared" به فارسی هستند.

appeared verb

Simple past tense and past participle of appear. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظاهر شد

    A Beretta with a silencer appeared in his hand.

    لون رنجر روبه او کرد و گفت در دستانش ظاهر شد.

  • ظاهر شده

    A Beretta with a silencer appeared in his hand.

    لون رنجر روبه او کرد و گفت در دستانش ظاهر شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " appeared " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "appeared" با ترجمه به فارسی

  • ظاهر شدن · ظاهر شده · ظهور · منظر
  • (قدیمی) شبح · ارائه · بروز · تظاهر · ظاهر · ظاهر، نمود، درک · ظاهرا · ظهور · فرانمود · فرم · منظر · نمایش · نمود · وانمود · پیدایش
  • معلوم نیست، پیدا نیست
  • روضح قحزا ندرکرظنفرص
  • (در مورد نشریات) درآمدن · (نقشی را) بازی کردن · آشکار شدن · به نظر رسیدن · به چشم خوردن · حضور یافتن · خاستن · ظاهر شدن · نمودن · هویدا شدن · وانمود کردن · پديدار شدن · پدیدار شدن · چاپ شدن
  • اغاز کار
  • حضور آفلاین
  • کمیو
اضافه کردن

ترجمه های "appeared" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه