ترجمه "appeasable" به فارسی
ارام شدنی, ارام پذیر, قابل تسکین بهترین ترجمه های "appeasable" به فارسی هستند.
appeasable
adjective
دستور زبان
Able of being calmed or pacified. [..]
-
ارام شدنی
-
ارام پذیر
-
قابل تسکین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appeasable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appeasable" با ترجمه به فارسی
-
آرام شده · تسکین داده شده · ساکت شده · فرو نشانده
-
تسکین بخش · دلجویی کننده
-
آرام سازی · استمالت · تسکین · تسکین، فروکش · دلجویی · سیاست تسلیم به خواسته های نیروی سلطه گرا (به امید برقراری صلح) · سیاست کجدار و مریض · فروکش · مماشات
-
آرام کردن · آشتی کردن · استمالت کردن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · ساکت کردن · فرو نشاندن · فرونشاندن · مماشات کردن · نرم کردن
-
آرام کردن · آشتی کردن · استمالت کردن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · ساکت کردن · فرو نشاندن · فرونشاندن · مماشات کردن · نرم کردن
-
آرام سازی · استمالت · تسکین · تسکین، فروکش · دلجویی · سیاست تسلیم به خواسته های نیروی سلطه گرا (به امید برقراری صلح) · سیاست کجدار و مریض · فروکش · مماشات
-
آرام کردن · آشتی کردن · استمالت کردن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · ساکت کردن · فرو نشاندن · فرونشاندن · مماشات کردن · نرم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن