ترجمه "applicator" به فارسی

افشانه, کاربر, اسباب بهترین ترجمه های "applicator" به فارسی هستند.

applicator noun دستور زبان

A tool or device used to apply a fluid or semi-fluid substance to a surface. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افشانه

  • کاربر

    noun
  • اسباب

  • ترجمه های کمتر

    • وسیله
    • استعمال کننده
    • به کار برنده
    • تقاضا کننده
    • درخواست کننده
    • دستگاه (برای به کار بردن دارو یا رنگ و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " applicator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "applicator"

عباراتی شبیه به "applicator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "applicator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه