ترجمه "approximately" به فارسی

تقریبا, تقریباً, بطورتقریب یاتخمین بهترین ترجمه های "approximately" به فارسی هستند.

approximately adverb دستور زبان

Imprecise but close to in quantity or amount. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقریبا

    adverb

    imprecise but close to in quantity or amount

    Rudy squatted, putting his eyes on approximately the same level as Nick's.

    رودی چمباته زد و چشمانش را تقریبا تا چشمهای نیک پایین آورد.

  • تقریباً

    adverb

    imprecise but close to in quantity or amount

    So the 17th day corresponds approximately to the first of November.

    بدین ترتیب، هفدهمین روز تقریباً مصادف میباشد با اوّل ماه نوامبر.

  • بطورتقریب یاتخمین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " approximately " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "approximately" با ترجمه به فارسی

  • ناسوده
  • (کالبد شناسی) مجاور · کنار هم · کناربه کنار
  • نظریه تقریب
  • روش نرخ بازد تقریبی
  • تقریبی · نزدیک · نزدیک به صحت
  • تشابه · تقریب · مجاورت · مشابهت · نزدیک بودن · نزدیکی
  • الگوریتم های تقریبی
  • (اعداد و آمار و غیره) نزدیک بودن به · براورد کردن · تا اندازه ای · تخمین زدن · تخمینی · تشابه داشتن · تقریبی · شباهت داشتن · شبیه · مجاور · نزدیک · همانند · یبيرقت
اضافه کردن

ترجمه های "approximately" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه