ترجمه "approximation" به فارسی
تقریب, تشابه, مشابهت بهترین ترجمه های "approximation" به فارسی هستند.
approximation
noun
دستور زبان
The act, process or result of approximating. [..]
-
تقریب
anything that is similar but not exactly equal to something else; approached, inaccurate expression of any data
-
تشابه
-
مشابهت
-
ترجمه های کمتر
- مجاورت
- نزدیکی
- نزدیک بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " approximation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "approximation" با ترجمه به فارسی
-
ناسوده
-
(کالبد شناسی) مجاور · کنار هم · کناربه کنار
-
نظریه تقریب
-
روش نرخ بازد تقریبی
-
بطورتقریب یاتخمین · تقریبا · تقریباً
-
تقریبی · نزدیک · نزدیک به صحت
-
الگوریتم های تقریبی
-
(اعداد و آمار و غیره) نزدیک بودن به · براورد کردن · تا اندازه ای · تخمین زدن · تخمینی · تشابه داشتن · تقریبی · شباهت داشتن · شبیه · مجاور · نزدیک · همانند · یبيرقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن