ترجمه "aristocracy" به فارسی

اشرافیت, نخبهسالاری, نجبا بهترین ترجمه های "aristocracy" به فارسی هستند.

aristocracy noun دستور زبان

The nobility, or the hereditary ruling class [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشرافیت

    noun

    That's our aristocracy, prince! ' the Moscow colonel said with ironical intention.

    سرهنگ مسکویی که میل داشت شوخ طبع بماند، اظهارنظر کرد: شاهزاده، اشرافیت ما این است!

  • نخبهسالاری

    form of government in which power is in the hands of a small, privileged, ruling class

  • نجبا

    Monarchs are only strong by the assistance of the aristocracy, but aristocracy cannot survive without the countenance of monarchs.

    و نجبا نیز متشخص نمیشوند مگر به واسطه سلاطین، پس نگهداری سلطنت نگهداری خودمان است.

  • ترجمه های کمتر

    • اعیان
    • اصالت
    • بهزادان
    • بهسالاران
    • زبدگان
    • نخبگان
    • ادب
    • (در اصل) بهسالاری (حکومت خوب ترین افراد)
    • اشراف سالاری (حکومت اقلیت اشرافی که ثروت و مقام موروثی دارند)
    • اصالت خانوادگی
    • بهزاد سالاری
    • حکومت اشرافی
    • روح یا کیفیت اشرافی
    • طبقات بالا
    • طبقه اشراف
    • طبقه نجبا
    • طبقه ی اشراف
    • نجیب زادگان
    • کشوری که اشراف بر آن حاکم اند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aristocracy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aristocracy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه