ترجمه "aristocrat" به فارسی

اشراف زاده, نجیب زاده, اشرافی بهترین ترجمه های "aristocrat" به فارسی هستند.

aristocrat noun دستور زبان

One of the aristocracy, nobility, or people of rank in a community; one of a ruling class; a noble (originally in Revolutionary France). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشراف زاده

    noun

    An aristocrat with no servants is as much use to the county as a glass hammer.

    يه اشراف زاده بدون خدمتکار به چشم مردم مثل کاربرد گوشت کوب شيشه اي ميمونه.

  • نجیب زاده

    No, excuse me, but I consider myself aristocratic, and people like me

    نه، معذرت میخواهم، من خودم و افرادی مثل خودم را نجیب زاده میدانم،

  • اشرافی

    You are lucky enough not to belong to a race and a nation which are too aristocratic.

    تو این خوشبختی را داری که از میان یک ملت بیش از حد اشرافی برنخاستهای.

  • ترجمه های کمتر

    • بهزاد
    • از طبقه ی ممتاز
    • دارای سلیقه یا افکار یا رفتار اشرافی
    • معتقد به اشراف سالاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aristocrat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aristocrat" با ترجمه به فارسی

  • اشرافی · اعیانی
  • اشراف منشانه · اشرافی · اعیانی · بهزادانه · وابسته به اشراف یا اشراف سالاری
اضافه کردن

ترجمه های "aristocrat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه