ترجمه "aristocratic" به فارسی
اعیانی, اشرافی, بهزادانه بهترین ترجمه های "aristocratic" به فارسی هستند.
aristocratic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an aristocracy; consisting in, or favoring, a government of nobles, or principal men. [..]
-
اعیانی
of or pertaining to an aristocracy
from a genteel, one may say aristocratic, house had been brought to.
ببینید کودکان خانوادهای شریف و حتی اعیانی را به چه حال افکندهاند.
-
اشرافی
You are lucky enough not to belong to a race and a nation which are too aristocratic.
تو این خوشبختی را داری که از میان یک ملت بیش از حد اشرافی برنخاستهای.
-
بهزادانه
-
ترجمه های کمتر
- اشراف منشانه
- وابسته به اشراف یا اشراف سالاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aristocratic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aristocratic" با ترجمه به فارسی
-
اشرافی · اعیانی
-
از طبقه ی ممتاز · اشراف زاده · اشرافی · بهزاد · دارای سلیقه یا افکار یا رفتار اشرافی · معتقد به اشراف سالاری · نجیب زاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن