ترجمه "arms" به فارسی

سلاح, اسلحه, ساز بهترین ترجمه های "arms" به فارسی هستند.

arms verb noun

Plural form of arm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلاح

    noun

    weapons

    We give them money so they can buy our arms.

    به آنها پول مي دهيم تا از ما سلاح بخرند!

  • اسلحه

    noun

    In them they found great stores of arms, and food enough for their armies for a month.

    و در آنجا اسلحه و مهمات و غذای کافی برای یک ماه به دست آورده بودند.

  • ساز

    noun

    Come, come she said, not letting go of his arm.

    ناتاشا بی آنکه دست او را رها سازد میگفت: برویم، برویم!

  • ترجمه های کمتر

    • تهیه سلاح
    • خدمت نظامی
    • فنگ
    • نشانهای خانوادگی یادولتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arms " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ARMs noun

plural of [i]ARM[/i]

+ اضافه کردن

"ARMs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ARMs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "arms"

عباراتی شبیه به "arms" با ترجمه به فارسی

  • آرم · علامت مخصوص موسسه یا خانواده · نشان · نشان خانوادگی · نشان خانوادگی و اشرافی (معمولا متشکل است از سپری که روی آن علایم نجابت خانوادگی ترسیم شده است)
  • جنگ آماد · دارای دست بخصوص · دست دار · رزم آماد · مجهز · مجهز به جنگ افزار · مسلح
  • سرباز · هم خدمت
  • همراه جذاب
  • زیر بغل
اضافه کردن

ترجمه های "arms" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه