ترجمه "armed" به فارسی
مسلح, جنگ آماد, دارای دست بخصوص بهترین ترجمه های "armed" به فارسی هستند.
armed
adjective
verb
دستور زبان
Equipped, especially with a weapon. [..]
-
مسلح
adjectiveThis, which is true of all great armed encounters, is particularlyapplicable to Waterloo.
این نکته که درباره همه تصادمات بزرگ مسلح راست میآید مخصوصا با واترلو قابل تطبیق است.
-
جنگ آماد
-
دارای دست بخصوص
-
ترجمه های کمتر
- دست دار
- رزم آماد
- مجهز
- مجهز به جنگ افزار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "armed" با ترجمه به فارسی
-
آرم · علامت مخصوص موسسه یا خانواده · نشان · نشان خانوادگی · نشان خانوادگی و اشرافی (معمولا متشکل است از سپری که روی آن علایم نجابت خانوادگی ترسیم شده است)
-
سرباز · هم خدمت
-
اسلحه · تهیه سلاح · خدمت نظامی · ساز · سلاح · فنگ · نشانهای خانوادگی یادولتی
-
همراه جذاب
-
زیر بغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن