ترجمه "armature" به فارسی
جوشن, زره, آرمیچر بهترین ترجمه های "armature" به فارسی هستند.
armature
noun
دستور زبان
The rotating part of an electric motor or dynamo, which mostly consists of coils of wire around a metal core. [..]
-
جوشن
noun -
زره
noun -
آرمیچر
That was the armature relay.
اون صدای آرمیچر بود.
-
ترجمه های کمتر
- القاگر
- روتور
- چرخانه
- (برق و مکانیک) آرماتور
- (تندیس گری) چارچوب یا اسکلتی که خمیر (یا گل یا پلاستیک مذاب) را نگه می دارد
- (هرگونه پوشش دفاعی) زره
- عضو یا ساختار گیاه یا جانور که کاربرد پدافندی دارد (مثل دندان و شاخ وپنجه و نیش و خار)
- لایه ی حفاظی
- میله فلزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن