ترجمه "armament" به فارسی
سلاح, تسلیحات, استحکام بهترین ترجمه های "armament" به فارسی هستند.
armament
noun
دستور زبان
A body of forces equipped for war. [..]
-
سلاح
nounShe thought about his argument against manufacturing armaments.
به مشاجرهی دیوید عیله تولید سلاح و مهمات اندیشید.
-
تسلیحات
nounThey don't need those armaments.
به این تسلیحات نیازی ندارن
-
استحکام
-
ترجمه های کمتر
- سپاه
- (اغلب جمع) تسلیحات
- آماده ی رزم شدن
- ارتش و تجهیزات نظامی کشور
- جنگ آمادی
- جنگ افزار
- جنگ افزارگان
- مسلح شدن
- وسیله ی حفظ و پدافند
- گروه بزرگ رزمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armament " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن