ترجمه "arraignment" به فارسی

اتهام, احضاربمحکمه, تعقیب بهترین ترجمه های "arraignment" به فارسی هستند.

arraignment noun دستور زبان

(law) The formal charging of a defendant with an offense [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتهام

    noun

    This was the scene earlier today as he was taken into arraignment.

    اين تصوير مربوط به امروز صبح است که او براي تفهيم اتهام به دادگاه احضار شد

  • احضاربمحکمه

  • تعقیب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arraignment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arraignment" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) · احضار به دادگاه · احضار نمودن · باز خواست کردن · خواندن متهم به دادگاه جهت شنیدن و پاسخگویی به کیفر خواست · متهم کردن
اضافه کردن

ترجمه های "arraignment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه