ترجمه "arrange" به فارسی
مرتب کردن, آراستن, آماد، آمادن، مهیا کردن، آماده شدن بهترین ترجمه های "arrange" به فارسی هستند.
arrange
verb
دستور زبان
To set up, to organize, especially in a positive manner. [..]
-
مرتب کردن
verbPavel arranged his hair with a quick gesture, and went to his mother.
پاول با حرکتی تند زلفهای خود را مرتب کرد در مطبخ به مادر خود پیوست.
-
آراستن
verb -
آماد، آمادن، مهیا کردن، آماده شدن
-
ترجمه های کمتر
- پیراستن
- (موسیقی) اقتباس کردن
- آماده کردن
- انطباق دادن
- ترتیب دادن
- تهیه کردن
- توافق کردن
- جرح و تعدیل کردن
- سازمند کردن
- سازوار کردن
- سازگار کردن
- سامان دادن
- سوا کردن
- طبقه بندی کردن
- قرار گذاشتن
- قطعه ی موسیقی را با آلات موسیقی دیگر یا آوازهای دیگر اجرا کردن
- قطعه ی موسیقی را دگرسان کردن
- مقرر داشتن
- منظم کردن
- نظم دادن
- کلاسه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arrange " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arrange"
عباراتی شبیه به "arrange" با ترجمه به فارسی
-
سند قولنامه
-
سروشکل دادن به صحنه های پیچیده با کمک این نرم افزار انیمیشن سه بعدی کار ساده ای میباشد
-
ازدواج سنتی
-
یگدنز تامدقم
-
تصفیه شد · مرتب · مرتب شد · مقدمه چینی شد · نظم یافته
-
موسس
-
ارایش · ترتیب · قرار
-
ترتیب شغلی؛ آرایشهای شغلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن