ترجمه "arranger" به فارسی
موسس ترجمه "arranger" به فارسی است.
arranger
noun
دستور زبان
One who arranges. [..]
-
موسس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arranger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arranger" با ترجمه به فارسی
-
سند قولنامه
-
سروشکل دادن به صحنه های پیچیده با کمک این نرم افزار انیمیشن سه بعدی کار ساده ای میباشد
-
ازدواج سنتی
-
یگدنز تامدقم
-
تصفیه شد · مرتب · مرتب شد · مقدمه چینی شد · نظم یافته
-
ارایش · ترتیب · قرار
-
ترتیب شغلی؛ آرایشهای شغلی
-
(جمع) ترتیبات · (موسیقی) ارائه ی قطعه ی موسیقی با سازها یا آوازهایی که با اصلی ها فرق دارند · (موسیقی) اقتباس · آرایش · ترتیب · ترتیب،نظم،مقدمات · تلفیق · تنظیم · توافق · دگرسان سازی · سازمندی · سازواری · قرار · قرارداد، پیمان · قطعه ی موسیقی دگرسان شده · مقدمات · نظم · هم آراست · پرداخت · پیرایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن