ترجمه "artifact" به فارسی
مصنوع, آرتیفکت, (بافت شناسی - مواد یا عوامل خارجی که تصادفا با چیزی که مورد پژوهش و بازبینی می باشد مخلوط شده است) ورساخته بهترین ترجمه های "artifact" به فارسی هستند.
artifact
noun
دستور زبان
An object made or shaped by human hand. [..]
-
مصنوع
nounEverything we've described, every artifact or place,
هر چيزي كه توضيح داده ايم، هر مصنوع و هر مكان،
-
آرتیفکت
error in the perception or representation of any visual or aural information
That's where those artifacts are coming from.
آن جایی است که آرتیفکت ها ظاهر می شوند.
-
(بافت شناسی - مواد یا عوامل خارجی که تصادفا با چیزی که مورد پژوهش و بازبینی می باشد مخلوط شده است) ورساخته
-
ترجمه های کمتر
- ناخواسته بودن
- چیزی که توسط انسان ساخته شده است (به ویژه ابزار و ظروف و جنگ افزارهای انسان اولیه) دست ساخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artifact " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "artifact"
عباراتی شبیه به "artifact" با ترجمه به فارسی
-
دستساخته
-
آثار هنری · ابزارها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن