ترجمه "artisan" به فارسی
صنعتگر, پیشهور, افزارمند بهترین ترجمه های "artisan" به فارسی هستند.
artisan
adjective
noun
دستور زبان
A skilled manual worker who uses tools and machinery in a particular craft. [..]
-
صنعتگر
nounskilled manual worker [..]
And this Korean artisan went on to found a temple-building company.
و این صنعتگر کره ای تا تاسیس یک شرکت ساخت معبد پیش رفت.
-
پیشهور
skilled manual worker
He lived more poorly than an artisan.
از یک پیشهور فقیرانهتر زندگی میکرد؛
-
افزارمند
-
ترجمه های کمتر
- صنعتکار
- هتوخش
- هنرپیشه
- استادکار
- هنرکار
- کاریگر
- صنعت کار
- پیشه ور
- کارگر ماهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artisan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "artisan" با ترجمه به فارسی
-
ماهيگيري در مقياس كوچك · ماهيگيري معيشتي · ماهیگیریهای پیشهوری
-
دست ساز
-
صنعتگر؛ پیشهور
-
پیشه ور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن