ترجمه "artiste" به فارسی
نقشباز, بازیگر, هنرپیشه بهترین ترجمه های "artiste" به فارسی هستند.
artiste
noun
دستور زبان
a public performer, especially of song or dance [..]
-
نقشباز
-
بازیگر
nounA mime artist signals to me that he'd like the salt and pepper.
یک بازیگر پانتومیم 1 به من اشاره میکند که نمک و فلفل میخواهد.
-
هنرپیشه
nounHe is an artist of the revolution, a great master, who skillfully manipulates revolutionary thoughts.
در کار انقلاب، هنرپیشه بود، مانند استاد بزرگی فکر انقلابی داشت!
-
ترجمه های کمتر
- کاردان
- ماهر
- (تمسخرآمیز) خبره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artiste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "artiste" با ترجمه به فارسی
-
هنرمند جنگ
-
جلوه هنری
-
کارگردان هنری
-
ژیمناستیک هنری
-
بطور هنرمندانه یا هنری
-
(در سیرک و نمایش - هنرمندی که کارهای خارق العاده می کند مثلا خود را از غل و زنجیر رها می سازد) تردست
-
پلیس
-
ژیمناست هنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن