ترجمه "artistic" به فارسی
هنرمندانه, هنری, باهنر بهترین ترجمه های "artistic" به فارسی هستند.
artistic
adjective
دستور زبان
having or revealing creative skill [..]
-
هنرمندانه
adjectiveDo you know what this artistic and colorful book's about?
مي دوني اين کتاب هنرمندانه و شاهکار در مورد چيه ؟
-
هنری
His artistic impotence had for a long time been one of Olivier's greatest griefs.
این ناتوانی هنری مدتها یکی از بزرگترین غصههای اولیویه بود.
-
باهنر
-
ترجمه های کمتر
- مربوط به علم
- وابسته به هنر و هنرمندان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artistic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "artistic" با ترجمه به فارسی
-
هنرمند جنگ
-
جلوه هنری
-
کارگردان هنری
-
ژیمناستیک هنری
-
بطور هنرمندانه یا هنری
-
(در سیرک و نمایش - هنرمندی که کارهای خارق العاده می کند مثلا خود را از غل و زنجیر رها می سازد) تردست
-
پلیس
-
ژیمناست هنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن