ترجمه "ascendency" به فارسی
تفوق, تسلط, برتری بهترین ترجمه های "ascendency" به فارسی هستند.
ascendency
noun
دستور زبان
Alternative spelling of ascendancy. [..]
-
تفوق
nounHe knew, for example, that however magnetic his ascendency in some respects was over Starbuck
مثلا میدانست که هر قدر هم از بسیاری جهات تفوق او بر استارباک مغناطیسی بود
-
تسلط
Sister Angele established her ascendancy over Jacqueline
سورآنژل تسلط خود را باز بیشتر بر ژاکلین برقرار ساخت.
-
برتری
It was my time to assume ascendency.
حالا دیگر نوبت من بود که برتری خود را به او نشان دهم.
-
ترجمه های کمتر
- استیلا
- تعالی
- غلبه
- نفوذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ascendency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ascendency" با ترجمه به فارسی
-
بالارونده
-
تفوق پذیر · فراز پذیر · قابل بالا رفتن از
-
تعالی
-
بالارفتن · تعالی · صعود
-
استیلا · برتری · تعالی · تفوق · سلطه · فرازش (ascendance و ascendence هم میگویند)
-
بالارفتنی · قابل صعود
-
صعود کرد · مسلط شد
-
(حروفچینی و خوشنویسی) بخش فوقانی حروف زیر: l · d و غیره · بالارو · فرازنده · فرازگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن