ترجمه "ascending" به فارسی
بالارونده, صاعد, (ریاضی) فزاینده بهترین ترجمه های "ascending" به فارسی هستند.
ascending
noun
verb
دستور زبان
Present participle of ascend. [..]
-
بالارونده
they're saying that ju mong is the dragon that's ascending
اونها مي گن كه جومانگ اژدهاي بالارونده است
-
صاعد
noun -
(ریاضی) فزاینده
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی) بالارو
- صعود کننده
- صعودی (در مقابل نزولی)
- طالع
- عروج
- فراز
- فرازنده
- فرازگر
- فرازی
- پیچ
- پیچنده (مثل نیلوفر و تاک)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ascending " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ascending" با ترجمه به فارسی
-
بالارونده
-
تفوق پذیر · فراز پذیر · قابل بالا رفتن از
-
تعالی
-
استیلا · برتری · تسلط · تعالی · تفوق · غلبه · نفوذ
-
بالارفتن · تعالی · صعود
-
استیلا · برتری · تعالی · تفوق · سلطه · فرازش (ascendance و ascendence هم میگویند)
-
بالارفتنی · قابل صعود
-
صعود کرد · مسلط شد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن