ترجمه "ascent" به فارسی
صعود, فراز, عروج بهترین ترجمه های "ascent" به فارسی هستند.
ascent
noun
دستور زبان
The act of ascending. A motion upwards. [..]
-
صعود
nounact of ascending; motion upwards
A man's whole strength is required tosuccessfully carry out these singular ascents.
همه قوای یک مرد برای خودش لازم است تا بتواند این صعود عجیب را انجام دهد.
-
فراز
nounAt each ascent or descent of the road the crowds were yet denser and the din of shouting more incessant.
در فراز و نشیب جاده جمعیت متراکمتر و فریاد و فغان گوشخراشتر میشد.
-
عروج
nounthe painful and difficult ascent, all those efforts even
عروج دشوار و خطرناک، عین همان تلاشهای سخت
-
ترجمه های کمتر
- سربالایی
- صاعد
- فرازندگی
- فرازی
- معراج
- پسروی
- فرازش
- بالارفتن
- ارتقا
- ترقی
- (از نظر زمان یا شجره نامه) به عقب رفتن
- دستیابی (به مقام و قدرت و شهرت)
- شیب فرازسوی
- صعود کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ascent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ascent"
عباراتی شبیه به "ascent" با ترجمه به فارسی
-
نخستین صعود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن