ترجمه "ascertainment" به فارسی
تحقیق, تعیین بهترین ترجمه های "ascertainment" به فارسی هستند.
ascertainment
noun
دستور زبان
The act of ascertaining. [..]
-
تحقیق
nounAs a matter of fact you needn't bother to ascertain.
راستش ای نه که شما لازم نیست زحمت تحقیق به خودتون بدین .
-
تعیین
also, calling to mind the regular, ascertained seasons for hunting him in particular latitudes;
در ضمن فصلهای مرتب و مسلمی را که برای شکار آن حیوان در عرضها یخاص جغرافیایی تعیین شده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ascertainment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ascertainment" با ترجمه به فارسی
-
اثبات پذیر · قابل تحقیق · محقق شدنی
-
(قدیمی) حتمی کردن · اثبات کردن · تضمین کردن · حتمی کردن · محرز کردن · محقق کردن · مطمئن ساختن · معلوم کردن
-
(قدیمی) حتمی کردن · اثبات کردن · تضمین کردن · حتمی کردن · محرز کردن · محقق کردن · مطمئن ساختن · معلوم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن