ترجمه "ascensive" به فارسی

بالارو, صاعد, صعودی بهترین ترجمه های "ascensive" به فارسی هستند.

ascensive adjective دستور زبان

Rising; tending to rise, or causing to rise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالارو

  • صاعد

  • صعودی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • فرازنده
    • فرازگر
    • طالع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ascensive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ascensive" با ترجمه به فارسی

  • (نجوم) قوس استوایی میان اعتدال ربیعی و خط استوا که برحسب درجه و ثانیه مشخص می شود · بعد
  • (انجیل - A بزرگ) Ascension Day · اسنشن (جزیره) · اوج گیری · بالاروی · جزیره ی اسنشن (اسانسیون) در جنوب اقیانوس اطلس (متعلق به انگلیس) · صاعد · صعود · صعود کننده · عروج · فراز · فرازش · فرازی · معراج
  • اسنشن
  • جشن معراج · روز معراج عیسی به عرش (چهل روز پس از عید پاک)
اضافه کردن

ترجمه های "ascensive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه