ترجمه "assassin" به فارسی

قاتل, آدمکش, حشاشین بهترین ترجمه های "assassin" به فارسی هستند.

assassin verb noun دستور زبان

One who is motivated by political reasons or money to intentionally kill a particular person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاتل

    noun

    Jean Valjean, as you have said, is an assassin and a thief.

    ژان وال ژان، چنانکه گفتید یک قاتل است، یک دزد است.

  • آدمکش

    noun

    one who, motivated by political reasons, intentionally kills a particular person

    A warm capper to a life as an assassin.

    یه پوشش گرم و نرم برای زندگی یه آدمکش.

  • حشاشین

    member of the historical Ismaili Muslim militant group

  • ترجمه های کمتر

    • ضارب
    • خونی، جانی
    • براوو
    • افرین
    • حشیشی
    • مریزاد
    • (از ریشه ی عربی)
    • (معمولا درمورد قتل های سیاسی) آدمکش
    • فدایی حسن صباح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assassin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assassin
+ اضافه کردن

"Assassin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Assassin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "assassin" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) حشره ی مرگ آور (تیره ی Reduviidae)
  • عادلها
  • ترور
  • آدم کشی · آدمکشی · ترور · سوء قصد · قتل
  • دستیاری شد · همکار کسی شد
  • آدم کش · افرین · براوو · خونی · قاتل · مریزاد
  • (معمولا در مورد قتل های سیاسی) کشتن · آبرو ریزی کردن · بقتل رساندن · به قتل رساندن · ترور کردن · تهمت زدن · هتک آبرو کردن · کشتن
  • ترور بینظیر بوتو
اضافه کردن

ترجمه های "assassin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه