ترجمه "assassinated" به فارسی
دستیاری شد, همکار کسی شد بهترین ترجمه های "assassinated" به فارسی هستند.
assassinated
adjective
verb
Simple past tense and past participle of assassinate. [..]
-
دستیاری شد
-
همکار کسی شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assassinated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assassinated" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) حشره ی مرگ آور (تیره ی Reduviidae)
-
عادلها
-
ترور
-
آدم کشی · آدمکشی · ترور · سوء قصد · قتل
-
آدم کش · افرین · براوو · خونی · قاتل · مریزاد
-
(از ریشه ی عربی) · (معمولا درمورد قتل های سیاسی) آدمکش · آدمکش · افرین · براوو · حشاشین · حشیشی · خونی، جانی · ضارب · فدایی حسن صباح · قاتل · مریزاد
-
(معمولا در مورد قتل های سیاسی) کشتن · آبرو ریزی کردن · بقتل رساندن · به قتل رساندن · ترور کردن · تهمت زدن · هتک آبرو کردن · کشتن
-
ترور بینظیر بوتو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن