ترجمه "assurance" به فارسی

تعهد, اطمینان, تضمین بهترین ترجمه های "assurance" به فارسی هستند.

assurance noun دستور زبان

The act of assuring; a declaration tending to inspire full confidence; that which is designed to give confidence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعهد

    And if your father make her the assurance, She is your own.

    بله اگر پدرت تعهد لازم رو بکنه ، دختر مال تو

  • اطمینان

    noun

    I assure you it is through no settled designs.

    به تو اطمینان میدهم که در این امر هیچ قصد و منظور خاصی در میان نیست.

  • تضمین

    noun

    I assure you it is a safe facility for your president.

    تضمین می کنم که اینجا محل امنی برای رئیس جمهور شماست

  • ترجمه های کمتر

    • بیمه
    • دلگرمی
    • قول
    • تحقق
    • پرمدعایی
    • پشتگرمی
    • وثیقه
    • تقبل
    • گستاخی
    • گرو
    • (انگلیس) بیمه
    • اعتماد به خود
    • انتظار بیجا
    • خاطر جمعی
    • خود وابستگی
    • زیاده خواهی
    • شرکت بیمه
    • عمل اطمینان دادن
    • عمل مطمئن کردن
    • فزون خواهی
    • مطمئن بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assurance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assurance
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمه- بیمه عمر

عباراتی شبیه به "assurance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assurance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه