ترجمه "attack" به فارسی

یورش, حمله, حمله کردن بهترین ترجمه های "attack" به فارسی هستند.

attack verb noun دستور زبان

(cricket) Collectively, the bowlers of a cricket side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یورش

    noun

    offense of a battle [..]

    The only thing we know is they attack by surprise the homes in sight of Pompeii.

    . میدونیم که ناگهان به خونه های بیشتر مردم یورش میبرن

  • حمله

    noun

    attempt to cause damage or injury

    Attack is the best form of defense.

    حمله بهترین دفاع است.

  • حمله کردن

    verb

    Natasha was the first to speak, defending her husband and attacking her brother.

    ناتاشا قبل از همه شروع به سخن نمود و به دفاع از شوهر برخاسته به برادر حمله کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • تجاوز
    • مبادرت کردن
    • تک
    • عود
    • ترور
    • کوشش
    • برتاخت
    • برتاختن
    • تازش
    • (با حرارت) آغاز کردن
    • (بیماری) دچار کردن
    • (موسیقی) بی درنگی و دقت (در آغاز کردن قطعه)
    • تاخت و تاز
    • تاخت و تاز کردن
    • تک کردن
    • دست به کار شدن
    • مورد حمله قرار دادن
    • نازل شدن بر
    • نزدیک کردن
    • یورش بردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attack " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Attack
+ اضافه کردن

"Attack" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Attack در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "attack"

عباراتی شبیه به "attack" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "attack" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه