ترجمه "attendance" به فارسی
حضور, خدمت, رسیدگی بهترین ترجمه های "attendance" به فارسی هستند.
attendance
noun
دستور زبان
The state of attending; presence. [..]
-
حضور
nounHe felt as though he were attending some mindless, decadent rite.
او احساس کرد که در یکی مراسم فاسد و منحط و بی معنی حضور یافته است.
-
خدمت
nounGo on, boys, I'll attend to you later.
. برین بچه ها. بعدا " خدمت میرسم
-
رسیدگی
nounThere were great vexations, however, attending such a garden as his.
اما رسیدگی به چنین باغچهای کلی زحمت دارد.
-
ترجمه های کمتر
- پرستاری
- حضوریابی
- تیمار
- بودن در
- حضور و غیاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attendance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attendance" با ترجمه به فارسی
-
حضور و غیاب کردن
-
ملتزمین
-
زمان حضور
-
با مراقب · توجه شد · رسیدگی کرد
-
شنونده · مامور رسیدگی · مستمع · ملاقات کننده · گوش دهنده
-
(در مدارس) ناظم · سرپرست حضور و غیاب شاگردان
-
دفتر حضور و غیاب
-
سرپرست تقویم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن