ترجمه "attender" به فارسی
مستمع, شنونده, مامور رسیدگی بهترین ترجمه های "attender" به فارسی هستند.
attender
noun
دستور زبان
An attendee; one who attends a course, meeting etc. [..]
-
مستمع
noun -
شنونده
noun -
مامور رسیدگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- ملاقات کننده
- گوش دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attender" با ترجمه به فارسی
-
حضور و غیاب کردن
-
ملتزمین
-
بودن در · تیمار · حضور · حضور و غیاب · حضوریابی · خدمت · رسیدگی · پرستاری
-
زمان حضور
-
با مراقب · توجه شد · رسیدگی کرد
-
(در مدارس) ناظم · سرپرست حضور و غیاب شاگردان
-
دفتر حضور و غیاب
-
سرپرست تقویم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن