ترجمه "attended" به فارسی

با مراقب, توجه شد, رسیدگی کرد بهترین ترجمه های "attended" به فارسی هستند.

attended adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of attend. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با مراقب

    adjective
  • توجه شد

  • رسیدگی کرد

    Philip had attended sixty two cases, and he was tired out.

    فیلیپ به شصت و دو بیمار رسیدگی کرده و کام لا خسته شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attended " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attended" با ترجمه به فارسی

  • حضور و غیاب کردن
  • ملتزمین
  • بودن در · تیمار · حضور · حضور و غیاب · حضوریابی · خدمت · رسیدگی · پرستاری
  • زمان حضور
  • شنونده · مامور رسیدگی · مستمع · ملاقات کننده · گوش دهنده
  • (در مدارس) ناظم · سرپرست حضور و غیاب شاگردان
  • دفتر حضور و غیاب
  • سرپرست تقویم
اضافه کردن

ترجمه های "attended" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه