ترجمه "aunt" به فارسی

عمه, خاله, زندایی بهترین ترجمه های "aunt" به فارسی هستند.

aunt noun دستور زبان

a sister or sister-in-law of someone’s parent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمه

    noun

    a parent’s sister or sister-in-law

    The vase that he broke is my aunt's.

    گلدانی را که او شکست، متعلق به عمه من است.

  • خاله

    noun

    a parent’s sister or sister-in-law

    Your aunt says this hotel might even take you on.

    خاله ت ميگه شايد حتي اين هتل تو رو هم استخدام کنه.

  • زندایی

    ;I am now convinced, my dear aunt, that I have never been much in love;

    زندایی عزیز، حالا فکر میکنـم چندان هم عاشق نبودهام.

  • ترجمه های کمتر

    • زنعمو
    • زن دایی
    • زن عمو
    • هلاخ ،همع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aunt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aunt" با ترجمه به فارسی

  • عمه
  • خاله
  • خاله بزرگ · خواهر پدر بزرگ یا مادربزرگ · عمه بزرگ
  • (انگلیس) شخص یا چیزی که آماج انتقاد است · جاذب انتقاد
  • خاله بزرگ · خواهر پدر بزرگ یا مادربزرگ · عمه بزرگ
  • خاله
اضافه کردن

ترجمه های "aunt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه