ترجمه "aunty" به فارسی

خاله, عمه, عمه - خاله - زن دائی - زن عمو بهترین ترجمه های "aunty" به فارسی هستند.

aunty noun دستور زبان

Alternative spelling of auntie. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاله

    noun

    Why don't you ask some aunty, to lift me up.

    ، چرا از يه خاله ي نميخواي منو با آسانسور ببره بالا

  • عمه

    noun

    Tell me, is this lady here your auntie?

    به من بگو اين خانم عمه توئه ؟

  • عمه - خاله - زن دائی - زن عمو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aunty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aunty" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) عمه · خاله · زن دایی · زن عمو · عمه
  • (خودمانی) عمه · خاله · زن دایی · زن عمو · عمه
  • (خودمانی) عمه · خاله · زن دایی · زن عمو · عمه
اضافه کردن

ترجمه های "aunty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه