ترجمه "aura" به فارسی

هاله, نور, تجلی بهترین ترجمه های "aura" به فارسی هستند.

aura noun دستور زبان

Distinctive atmosphere or quality associated with something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاله

    noun

    parapsychological and spiritual concept [..]

    I have been noticing a change in your aura lately.

    تازگیا متوجه شده بودم هاله اطرافت یه کم تغییر کرده!

  • نور

    noun

    Our aura's color and transparency say many things about us...

    رنگ و شفافيت " هاله نور " ما بيانگر خيلي چيزا درمورد ماست

  • تجلی

    There was an aura of dignity about her

    تجلی شخصیت و شأن واقعیاش در رفتارش مشهود بود.

  • ترجمه های کمتر

    • رایحه
    • اوهام
    • عطر
    • (پزشکی) پیش هشدار (احساس خطری که قبل از بروز حمله ی عصبی و غیره به بیمار دست می دهد)
    • ابر بارانی
    • بخار یا بو یا هر چیز نامرئی که از جسمی متصاعد شود
    • حالت و روحیه (شخص یا چیز یا محل)
    • حلقه نور
    • محیط نامرئی
    • پیش درآمد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aura " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aura proper

A female given name shortened from Aurelia. [..]

+ اضافه کردن

"Aura" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Aura در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "aura" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه