ترجمه "axial" به فارسی
محوری, محورساز, آسه ای بهترین ترجمه های "axial" به فارسی هستند.
axial
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to an axis; of the nature of, or resembling, an axis; around an axis. [..]
-
محوری
adjective -
محورساز
-
آسه ای
-
ترجمه های کمتر
- بر روی یا در امتداد محور
- تشکیل دهنده ی محور
- محور مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " axial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "axial" با ترجمه به فارسی
-
پمپ جریان محوری
-
تقارن محوری
-
(در مهره داران) کاسه ی سر و ستون فقرات و جناغ سینه و دنده ها · اسکلت محوری · محور بدن
-
کمپرسور محوری
-
انحراف محوری
-
به سوی محور · در جهت محور · در خط محور
-
(هواپیمای جت) جریان هوای موازی با محور طولی موتور هواپیمای جت · جریان محوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن