ترجمه "ballet" به فارسی
باله, رقص باله, بالت بهترین ترجمه های "ballet" به فارسی هستند.
ballet
noun
دستور زبان
A classical form of dance. [..]
-
باله
nounclassical form of dance [..]
Sophie wants to take us shopping for the ballet.
سوفي ميخواد ما رو ببره خريد براي نمايش باله.
-
رقص باله
nounclassical form of dance [..]
I used your money to buy a ticket to a ballet.
از پولت استفاده کردم تا بليط رقص باله بگيرم.
-
بالت
nounMarc, he knew, could move like a ballet dancer when he wished.
وی میدانست که مارک وقتی بخواهد میتواند مانند رقاصههای بالت حرکت کند.
-
ترجمه های کمتر
- دسته ی باله
- رقص باله (یا بالت)
- گروه رقصگران باله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ballet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ballet
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ballet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ballet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "ballet"
عباراتی شبیه به "ballet" با ترجمه به فارسی
-
بالرین
-
باله کلاسیک
-
رقاصه
-
باله سپید
-
(هنرهای نمایشی) گروه باله (به استثنای رقاصانی که نقش اصلی را ایفا می کنند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن