ترجمه "banker" به فارسی

بانکدار, بانكدار, صراف بهترین ترجمه های "banker" به فارسی هستند.

banker noun دستور زبان

One who conducts the business of banking; one who, individually, or as a member of a company, keeps an establishment for the deposit or loan of money, or for traffic in money, bills of exchange, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانکدار

    noun

    Now, one day, some crazy banker had an idea.

    خوب، یک روز، یک بانکدار دیوانه یک ایده داشت.

  • بانكدار

    one who conducts the business of banking

    You know, the banker.

    پسر كريستوفر ، ميدوني ، بانكدار.

  • صراف

    noun

    A banker must, you know, be a slave to his promise

    زیرا یک نفر صراف ره ین قول خودش است.

  • ترجمه های کمتر

    • (در قمار) نگهدار ژتون ها یا پول
    • (شخص یا قایق) ماهیگیر (معمولا ماهی cod در فلات قاره ی کانادا در اقیانوس اطلس به نام : Newfoundland banks)
    • صاحب و مدیر بانک (خصوصی)
    • مادر حساب
    • مدیر یا کارمند ارشد بانک
    • کارمند بانک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Banker noun دستور زبان

A native or resident of the Outer Banks of North Carolina. [..]

+ اضافه کردن

"Banker" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Banker در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "banker" با ترجمه به فارسی

  • اسکناس · صورتحساب بانک · پشت سبز
  • حواله یا براتی که عهده ی بانکی صادر شده و مورد قبول آن بانک است · قبول پذیرش بانکی · قبولی بانکی · پذیرش بانکی
اضافه کردن

ترجمه های "banker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه