ترجمه "bankroll" به فارسی
پشتوانه, نقدینه, نقدینگی بهترین ترجمه های "bankroll" به فارسی هستند.
bankroll
verb
noun
دستور زبان
A roll of banknotes or other paper currency, carried in lieu of a wallet. [..]
-
پشتوانه
nounI once bankrolled a diamond mine outside tshikapa.
زمانی بیرون از شیکاپا یه معدن الماس رو پشتوانه خودم کردم.
-
نقدینه
-
نقدینگی
-
ترجمه های کمتر
- موجودی
- بودجه دادن
- سرمایه بانک
- منبع مالی
- پول دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bankroll " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن