ترجمه "bankrupt" به فارسی
ورشکسته, مفلس, هتسکشرو بهترین ترجمه های "bankrupt" به فارسی هستند.
bankrupt
adjective
verb
noun
دستور زبان
having been legally declared insolvent. [..]
-
ورشکسته
adjectiveGentlemen, if we don't cut spending we will be bankrupt.
آقايون اگه مخارج رو تعديل نکنيم ورشکسته ميشيم.
-
مفلس
-
هتسکشرو
-
ترجمه های کمتر
- وازده
- واخورده
- سرخورده
- مردود
- لات
- ورشکسته کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bankrupt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bankrupt
-
ورشکسته
Bankrupt, little government oversight.
ورشکسته و نظارت دولت هم روش کم ــه
عباراتی شبیه به "bankrupt" با ترجمه به فارسی
-
تهی، تهی از · فاقد، عاری از ، خالی از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن