ترجمه "barbarian" به فارسی
بربر, بربری, وحشی بهترین ترجمه های "barbarian" به فارسی هستند.
barbarian
adjective
noun
دستور زبان
Relating to people, countries or customs perceived as uncivilized or inferior. [..]
-
بربر
an uncivilized person
Ever since you traded away Callahan, the barbarians are at the gate.
از وقتیکه کلهن رو مبادله کردی بربر ها جلوی در منتظر هستند
-
بربری
uncivilized
-
وحشی
adjectiveThis child is as much of a barbarian as her father!
این بچه نیز درست به اندازهی پدرش وحشی و بیفکر است.
-
ترجمه های کمتر
- وحشیانه
- روستایی
- عجم
- دهقانی
- سنگدل
- بیرحم
- ظالم
- (در اصل) غیر یونانی
- آدم بی فرهنگ
- آدم سبع و خشن
- بی ادب
- بی تمدن
- بی معرفت
- بی نزاکت
- دارای تمدن بدوی
- غیر رومی
- غیر مسیحی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barbarian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "barbarian"
عباراتی شبیه به "barbarian" با ترجمه به فارسی
-
هجوم بيگانگان
-
بربریت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن