ترجمه "barbel" به فارسی
ریشکماهی, ریشک, زردپر بهترین ترجمه های "barbel" به فارسی هستند.
barbel
noun
دستور زبان
Freshwater fish, mostly of the genus Barbus. [..]
-
ریشکماهی
-
ریشک
-
زردپر
-
ترجمه های کمتر
- سبیلک
- (جانورشناسی) ریشک ماهی (جنس Barbus)
- (در برخی ماهیان) زایده ی ریش مانندی که از فک آویخته است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barbel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barbel" با ترجمه به فارسی
-
(ورزش) هالتر · (وزنه برداری) وزنه (bar bell و bar-bell هم می نویسند) · هالتر · وزنه (جواهر سوراخکاری)
-
(گیاه شناسی) پوشیده از خارهای سرقلابی · خاردار · ریشدار · ریشکدار · زبر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن