ترجمه "barber" به فارسی

سلمانی, آرایشگر, یناملس بهترین ترجمه های "barber" به فارسی هستند.

barber verb noun دستور زبان

A person whose profession is cutting (usually male) customers’ hair and beards. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلمانی

    noun

    person whose occupation is mainly to cut, dress, groom, style and shave males' hair

    I take him to the barber's once a month, to have his hair and beard cut.

    ماهی یک بار، او را به سلمانی میبرم تا موها و ریشش را کوتاه کند.

  • آرایشگر

    The barber on the corner had come out on to his doorstep to have a look at them.

    مرد آرایشگر، از مغازهاش بیرون آمد و کنار در ایستاد تا بهتر ببیند.

  • یناملس

  • ترجمه های کمتر

    • آرایش گیسو کردن
    • ریش کسی را تراشیدن
    • سلمانی کردن
    • سموئل باربر (آهنگساز امریکایی)
    • گیس آرا
    • گیس آراستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Barber proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Barber" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Barber در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "barber"

عباراتی شبیه به "barber" با ترجمه به فارسی

  • ستونی پوشیده از نواره های سفید وقرمز (که از قدیم نشان دکان سلمانی بوده است)
  • ماهی لوتی آرایشگر
  • آموزشگاه گیس آرایی · مدرسه ی تربیت آرایشگر
  • (پزشکی) التهاب فولیکول های مو (به ویژه موی صورت و گردن) همراه با تاول های چرکی که توسط قارچ جنس های Trichophyton وMicrosporum ایجاد می شود (tinea barbae و sycosis هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "barber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه