ترجمه "barbell" به فارسی

هالتر, (ورزش) هالتر, (وزنه برداری) وزنه (bar bell و bar-bell هم می نویسند) بهترین ترجمه های "barbell" به فارسی هستند.

barbell noun دستور زبان

(weightlifting): A wide steel bar with premeasured weights affixed to either end, with the central span open for the hands of the weightlifter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هالتر

    wide steel bar with premeasured weights

    If you're gonna test Superman's strength, you need a bigger barbell.

    ، اگه قراره نيروي سوپرمن رو آزمايش کنين هالتر بايد خيلي گُنده باشه

  • (ورزش) هالتر

  • (وزنه برداری) وزنه (bar bell و bar-bell هم می نویسند)

  • وزنه (جواهر سوراخکاری)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barbell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "barbell"

عباراتی شبیه به "barbell" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) ریشک ماهی (جنس Barbus) · (در برخی ماهیان) زایده ی ریش مانندی که از فک آویخته است · ریشک · ریشکماهی · زردپر · سبیلک
  • (گیاه شناسی) پوشیده از خارهای سرقلابی · خاردار · ریشدار · ریشکدار · زبر
اضافه کردن

ترجمه های "barbell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه