ترجمه "bard" به فارسی
سراینده, شاعر, رامشگر بهترین ترجمه های "bard" به فارسی هستند.
bard
verb
noun
دستور زبان
A professional poet and singer, as among the ancient Celts, whose occupation was to compose and sing verses in honor of the heroic achievements of princes and brave men. [..]
-
سراینده
nounprofessional poet and singer
-
شاعر
nounFrom that old bard.
از اون شاعر و آوازخونه پير.
-
رامشگر
-
ترجمه های کمتر
- رامندی
- (از ریشه ی عربی) زره اسب
- (اسب را) زرهپوش کردن (barde هم می نویسند)
- (شعر قدیم سلت ها) نقال شعر
- حماسه خوان
- حماسه سرا
- زره اسب
- شاعر وآوازخوان دوره گرد
- چامه خوان
- چکامه سرا
- چکامه نویس
- چکامه گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bard
proper
An occupational surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bard" با ترجمه به فارسی
-
زره دار · مجهز
-
لقب شکسپیر (که متولد شهر استراتفورد در کنار رود ایون بود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن