ترجمه "barded" به فارسی

مجهز, زره دار بهترین ترجمه های "barded" به فارسی هستند.

barded adjective دستور زبان

(of a horse) Accoutered with defensive armor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجهز

    adjective
  • زره دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "barded" با ترجمه به فارسی

  • (از ریشه ی عربی) زره اسب · (اسب را) زرهپوش کردن (barde هم می نویسند) · (شعر قدیم سلت ها) نقال شعر · حماسه خوان · حماسه سرا · رامشگر · رامندی · زره اسب · سراینده · شاعر · شاعر وآوازخوان دوره گرد · چامه خوان · چکامه سرا · چکامه نویس · چکامه گر
  • لقب شکسپیر (که متولد شهر استراتفورد در کنار رود ایون بود)
اضافه کردن

ترجمه های "barded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه